تبلیغات
تسنیم

تسنیم
محفل محبّان امام عصر عجّل الله تعالی فرجه 
ثامن تم

"هوالحق"

قال رسول الله: یا علی انت صراط المستقیم....

قسمت اول

در چهارمین جلسه بررسی علل دوری مسلمانان از غدیر، پژوهشگران کانون مهدویت تسنیم با طرح سؤال :"چرا صحابه از بازگویی توصیه ها و تاکید مکرر پیامبر(ص) در زمان حیاتشان مبنی بر جانشینی و امامت علی بن ابی طالب(ع) امتناع کردند؟" به بحث و بررسی اسناد تاریخی پرداختند.

برای روشن شدن مطلب به مبحث نشر احادیث، روایات و سیره نبی اکرم(ص) پس از شهادت ایشان پرداخته شد.

تئوری منع نشر احادیث پیامبر(ص)،قبل از به شهادت رسیدن آن حضرت توسط اصحاب ایشان پی ریزی شده بود.و دلیلی جز ترس صحابه از بیداری مسلمان نداشت.چون در این احادیث موکداٌ بحث جانشینی و ولایت امیرالمومنین علی(ع) وامامت یازده فرزند ایشان متذکر میشد.پس جامعه را به سمتی هدایت کردند که واقعه غدیر و تعیین جانشین الهی پیامبر خود را به فراموشی بسپارند و با تشکیل شورا، بنا به مصالح خود و از میان خود یک نفر را انتخاب کنند.

اما با به خلافت رسیدن ابوبکر...

 پایه های فراموش کردن تعالیم و توصیه های پیامبر(ص) با اقدامات اولین خلیفه مستحکم شد.

ذهبی روایت میکند: ابوبکر پس از وفات پیامبر(ص) مردم را فراخواند و گفت شما خود سخنی را از رسول خدا نقل کرده و در آن اختلاف می کنید و مردم بعد از شما بیش از شما در آن اختلاف می کنند.پس چیزی از رسول خدا نقل نکنید و اگر کسی چیزی در مورد رسول خدا از شما پرسید بگویید کتاب خدا در میان ماست و حلالش را حلال و حرامش را حرام بدانید.1

خلیفه اول با دعوت به کنار گذاشتن احادیث پیامبر و حل این مسئله در اذهان عمومی، میدان عمل را به دست خلیفه دوم سپرد.

با روی کار آمدن عمر،دومین خلیفه پس از پیامبر،مخالفت و جلوگیری نشر احادیث پیامبر(ص) عملاً در جامعه تحقق یافت.

عمر همواره به صحابه می گفت روایات و سخنان رسول خدا در احکام عملی را کاهش دهید.2

دستگاه حکومتی در این زمان با ترفند جمع آوری و تدوین احادیث، بدون در نظر گرفتن قداست و حرمت نام خدا و پیامبر و ائمه؛ تنها به جهت فراموش شدن حق و عدم آگاهی جامعه دست به چنین خیانت بزرگی میزند و احادیث و روایات پیامبر خدا را می سوزاند. به عنوان مثال در تاریخ آمده است:

ابن سعد در طبقات خود نقل می کند که: احادیث پیامبر در زمان عمر گسترش یافتند و او از مردم خواست احادیث را نزد من بیاورید و چون آوردند همه را به آتش کشید.3

هنگامی که قَرظَة بن کعب وارد شد گفتیم برای ما از سخنان رسول خدا بگو؟ گفت: عمر ما را نهی کرده.قرظة بن کعب می گوید: هنگامی که عمر ما را به عراق فرستاد خود او تا منطقه صرار ما را همراهی کرد و سپس گفت میدانید چرا تا اینجا شما را بدرقه کردم؟ گفتیم میخواستی ما را دلگرم و گرامی بداری.گفت علاوه بر آن خواسته دیگری هم دارم.شما نزد مردانی میروید که صدای قرآنشان هم چون صدای زنبور عسل بلند است.پس آن ها را با خواندن احادیث رسول خدا از این کار باز مدارید.که من مراقب شما هستم. قرظة گفت: پس از آن هیچ حدیث و روایتی از رسول خدا نقل نکردم.4

و اینگونه با  تهدید و ایجاد فضای رعب و وحشت در جامعه از نشر احادیث پیامبر جلوگیری شد.اما در این میان چند تن ازصحابه و یاران واقعی پیامبر،در آن فضای خفقان آور شجاعانه خود را موظف به روایتگری احادیث و سیره نبوی کردند و مجازات خلفای وقت را به جان خریدند.

 آمده است روزی عمر عبدالله بن حُذَیفه، ابو دَرداء، ابوذر و عُقبَة بن عامر را از اطراف بلاد نزد خود فراخواند و گفت: این احادیثی که از پیامبر خدا در اطراف پخش کرده اید چیست؟ گفتم: مارا نهی میکنی؟ گفت نه، نزد من بمانید و به خدا سوگند تا زمانی که زنده ام از من جدا نمیشوید که ما از شما داناتریم از شما می گیریم و بر شما رد میکنیم (شما روایات می گویید و ما می گیریم و آن ها را برای شما رد می کنیم) و آنها تا وفات عمر از او جدا نشدند.5

ذهبی میگوید: عمر، ابن مسعود و ابو درداء و ابو مسعود انصاری را حبس کرد و گفت: شما بیش از حد لازم سخنان رسول خدا را روایت کرده اید.6

در زمان عثمان تئوری به فراموشی سپردن احادیث پیامبر کامل و جمع بندی شد.

چنان که او دستور داد هیچ کس نباید حدیثی را که در زمان ابوبکر و عمر شنیده نشده را روایت کند.7

خوب این مشخص است که دو خلیفه قبل دقت کامل داشتند که چه احادیثی نقل شود و چه احادیثی نقل نشود لذا این روند همچنان ادامه پیدا کرد و باب ورود احادیث جدید بسته شد و این سخن او یعنی جمع بندی احادیث مورد نظر خود!

دارمی روایت می کند: مردم در کنار ابوذر اجتماع کرده و از او فتوا می پرسیدند که مردی بر بالای سرش ایستاد و گفت: مگر تو از فتوا دادن منع نشده بودی؟ ابوذر او را نگریست و گفت: تو مراقب منی؟ و بعد با اشاره به پشت گردن خود گفت: اگر شمشیر را بر اینجای من بگذارید و بدانم که با کشته شدن بر انجام سخنی که از رسول خدا شنیده ام توانمندم حتماً آن را به انجام می رسانم.8

 

اما پس از زمینه سازی ابوبکر، از بین بردن بسیاری از احادیث پیامبر توسط عمر، و ادامه خفقان و تکمیل فراموشی سخنان پیامبر توسط عثمان افرادی چون معاویه در ادامه این پروژه دست به اقداماتی زدند.

چنان که در زمان معاویه عبدالله بن عامر یَحصُبی می گوید: معاویه برفراز منبر دمشق بود که شنیدم گفت: ای مردم از روایت احادیث رسول خدا بپرهیزید مگر احادیثی که در زمان عمر بیان شد، زیرا عمر مردم را به خاطر خدای عزوجل می ترساند!9

وسؤال دیگر اینکه آیا نشر و بازگویی احادیث پیامبر خلاف دستور خداست که ناشران آنها باید از خدا بترسند؟ عمر مردم را برای خدا از چه می ترسانیده؟ و می بینیم که چقدر راحت هم نمازگزاران از کنار این سخنان بدون دقت گذشتند! بماند اینکه آیا می توان که دائماً با ایجاد ترس از خداوند، اسلام را گسترش داد؟

خوف و رجاء در کنار هم صحیح است و مسئله ای است نسبی! و نبود یا زیاده روی در هرکدام ایجاد مشکل می کند.

در این مقطع اشاره ای ضروری به تعریف صحابه از دیدگاه اهل سنت می نماییم.

بخاری می گوید:کسی که با پیامبر صحبت کرده باشد و یا حتی او را دیده باشد؛ پس او از اصحاب است.10  

احمدبن حنبل می گوید: هر کس یک ماه یا یک روز یا یک ساعت با پیامبر مصاحبتی داشته و یا آن حضرت را دیده جزء یاران و اصحاب است.11

با وجود نقدهای بسیاری که بر تعریف فوق ایراد می شودبرای مثال جایگاه فراموش شده منافقین در این تعریف و اگر بخواهیم به همین تعاریف هم استناد کنیم با توجه این عقیده اهل سنت که صحابه همگی عادل هستند چرا باید صحابه را از بازگویی احادیث پیامبر منع کنند؟

و دیگر آنکه این تعریف هیچ معیار دقیقی ندارد لذا مشکلاتی را هم برای آنان ایجاد کرده است که در آینده به تفصیل بررسی خواهیم کرد.

    منابع:

1.      تذکرة الحفاظ شرح حال ابوبکر ج1 ص2و3

2.      تاریخ ابن کثیر ج8 ص107

3.      طبقات ابن سعد ج5 ص140

4.      جامع البیان ابن عبد البَرّ ج2 ص147

5.      کنز العُمّال ج5 ص293

6.      اُسد الغابة ج5 ص59و60

7.      منتخب کنز العُمّال در حاشیه مسند احمد ج4 ص64

8.      سنن دارمی ج1 ص132

9.      تاریخ دمشق نسخه خطی مجمع علمی اسلامی ج9 ص236و237، شرف الأصحاب الحدیث ص91

10.  صحیح بخاری ج4 ص188

11.  اُسد الغابة ج1 ص11و13




طبقه بندی: شبهه شناسی،
دوشنبه 24 شهریور 1393 .:. 08:50 ق.ظ .:. واحد فرهنگی .:. نظرات
.: Weblog Themes By SamenTheme :.
درباره وبلاگ

به وب سایت «تسنیم» خوش آمدید؛

آیات 27 و 28 از سوره مبارکه مطفّفین ، سخن از واژه ای به نام «تسنیم» به میان می آورد ؛
از این چشمه مقرّبان می نوشند و مقرّبان کسانی نیستند جز انبیاء و ائمه اطهار (ع) و پیروان راستینشان .

وَ مِزَاجُهُ مِن تَسنِیم

این شراب (طهور) آمیخته با «تسنیم» است

***
عَیْناً یَشرَب بهَا الْمُقَرَّبُونَ

همان چشمه‏اى كه مقرّبان از آن مى‏نوشند.

نظر سنجی
کدام بخش از وب سایت ، ضعیف تر از سایر بخش ها می باشد ؟






آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
طراح قلب
ثامن تـــم
امکانات وب

کد موزیک آنلاین برای وبگاه