تبلیغات
تسنیم

تسنیم
محفل محبّان امام عصر عجّل الله تعالی فرجه 
ثامن تم

قسمت سوم

از پیامبر اکرم (ص) روایت شده است که: هرکه در دین خدا فقیه شود و پیام رسالت من سودش رساند، می آموزد و می آموزاند!11

همچنین در روایت دیگر فرمودند که: باید شاهدان به غایبان برسانند که شاهد ممکن است به کسی برساند که از خود او نگهدارنده تر است.12

از عمرو بن شُعیب از پدرش از جدش روایت می کنند که گفت: به رسول خدا (ص) گفتم: یا رسول الله! آیا هرچه را که از شما می شنوم بنویسم؟ فرموند: آری! گفتم: در حال خشم و خشنودی هم؟ فرمودند: آری! چون در همه این زمان ها جز حق نمی گویم.13

از عبدالله بن عمروعاص نقل است که می گوید: من هرچه را که از رسول خدا (ص) می شنیدم، می نوشتم تا آن را نگهدارم که قریش (مهاجران صحابه که ابوبکر و عمر شامل آن ها می شوند) مرا نهی کردند و گفتند: هرچه از رسول خدا (ص) می شنوی، می نویسی؟! در حالی که رسول خدا هم بشر است و در هم در حال خشم و هم در حال خشنودی سخن می گوید؟ و من از نوشتن دست کشیدم و موضوع را برای رسول خدا (ص) بازگو کردم و آن حضرت با انگشت به دهان خود اشاره کردند و فرمودند: سوگند به آنکه جانم به دست اوست، جز حق از آن بیرون نیاید.14

و نصّ صریح آیات 3 و4 از سوره مبارکه نجم نیز مؤید این سخنان نبی اکرم (ص) هستند که خداوند می فرماید:

و ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی؛ یعنی هیچ گاه از روی هوای نفسانی سخن نمی گوید جز آنچه که بر او وحی می شود.

اما بحث تأویل و اجتهاد از دیدگاه اهل سنت...

اجتهاد در لغت به معنای تلاش و کوشش و در اصطلاح به معنای تلاش و کوشش جهت درک و استنباط احکام شرعی است که مکتب اهل بیت (ع) این معنا را در "تفقّه" دارد نه اجتهاد اما این مطلب از گذشته میان علماء جا افتاده است که البته در ذات هم میان دو مکتب اختلافات اساسی است که بررسی خواهیم کرد، إن شاءالله ...

ابتدا اجتهاد چون واژه جدیدی بود، چیزی به نام اجتهاد وجود نداشت لذا تغییر احکام با نظر شخصی خود را با واژه "تأویل" جا زدند که این واژه ی قرآنی بود و استنادشان هم به آیات قرآن بود لذا راحت هم آن را جا انداختند.

تأویل به معنای تفسیر چیزی است که بدان بر می گردد و برگرداندن شیء به هدف مورد نظر.

مثلاً اینکه من از فلان آیه یا فلان روایت چنین هدف و حکمی را برداشت می کنم.

به آیه 7 از سوره مبارکه آل عمران دقت بفرمایید که خداوند می فرماید:

و ما یعلم تأویلَهُ إلا الله وَ الراسخون فی العلم یقولون امَنّا بهِ کُلُّ من عند ربنا؛ یعنی و هیچ کس جز خدا علم تأویل و هدف مورد نظر از آن را نمی داند و راسخان در علم که می گویند ایمان آوردیم به هرآنچه که نزد پروردگارمان است.

موارد اجتهاد برخی از صحابه:

اجتهاد ساختگی برای خاتم الأنبیاء

ابن ابی الحدید در مقام عذر آوردن از تخلّف و عدم حضور ابوبکر و عمر در سپاه اسامه (که پیامبر (ص) آنانی را که نافرمانی کردند را لعن کردند و در آینده به تفصیل بررسی خواهیم کرد) می گوید:

رسول خدا (ص) سپاهیان را به اجتهاد خود روانه جهاد می کرد، نه به فرمان وحی (چون هر آنچه که پیامبر (ص) می گوید وحی است و مخالفت با آن یعنی مخالفت با فرمان خداوند) که مخالفت با آن حرام باشد! این استدلال در کدام روایت صحیح آمده؟ آیا این فقط یک دفاع متعصبانه نیست؟

امّ المؤمنین عایشه

مسلم بن شهاب زُهری از عروة از عایشه نقل می کند که گفت: نماز واجب در ابتدا دو رکعتی بود که این دو رکعت برای سفر ثابت می ماند ولی در حَضَر (غیر سفر) نماز تمام است. زهری گوید به عروة گفتم: پس چرا خود عایشه در سفر نماز را تمام می خواند؟ گفت: او تأویل کرد، همان گونه که عثمان تأویل کرد!15

خلیفه اول ابوبکر بن قُحافة

علامه قوشچی در مقام دفاع از ابوبکر در پاسخ به اعتراض خواجه نصیر الدین طوسی در شرح کتاب «تجرید» او بر ابوبکر، که او فُجائه سَلَمی را آتش زد و این نوع مجازات هم توسط پیامبر (ص) نهی شده بود می گوید: سوزانیدن فجائه با آتش از غلط و اشتباه او در اجتهادش بود که همانند آن از مجتهدان بسیار است!16 ...

خلیفه دوم عمر بن الخطاب

ابن ابی الحدید می گوید: از جمله انتقاداتی که از عمر شده این است که گفته اند: او بیت المال را به ناروا تقسیم می کرد، تا آنجا که عایشه و حفصه را سالانه ده هزار درهم می داد و اهل البیت (ع) ا از حق خمس شان محروم کرد!

در پاسخ به این اشکال در مقام دفاع می گوید: بیت المال محلّ جمع اموال برای پرداخت حقوق است و اعطای بیش و کم آن به اجتهاد حاکم است،اما موضوع خمس هم از موارد اجتهاد است!!!

و در ادامه دفاع خود هم می گوید: و عمر در حکم خود از روش اجتهاد خارج نشد و هرکس به اقدامات او اشکال می کند، در حقیقت "روش اجتهادی" صحابه را زیر سؤال می برد!17

جالب تر از همه موارد این دفاع متعصبانه است که از روش اجتهاد که خود، ساختگی است، می شود!

همچنین ابن ابی الحدید از ابن جوزی نقل کرده او درباره خمس می گوید: خمس، مسئله ای اجتهادی است!18

در صورتی که نصّ صریه آیه 41 از سوره مبارکه أنفال موارد حق خمس را دقیق بیان نموده است که خداوند می فرماید:

و اعلموا أنّما غنمتم من شیء فأنَّ لله خُمسَهُ وَ للرّسولِ و لذی القربی و الیتامی و المساکین وَ ابن السّبیل ...

ذی القربی که اهل بیت پیامبر (ص) هستند، حق خمس دارند و چه کسی می تواند حکم خداوند را تغییر دهد به نام اجتهاد؟! چه کسی چنین اختیاراتی دارد؟!

اما مشکل این است که متأسفانه مقام پیامبر (ص) را صحابه دیگر برابر قرار دادند و به آنان جایگاهی کاذب دادند.

علامه قوشچی در پاسخ به اشکالات موارد اجتهاد عمر می گوید: اینها از اموری نیست که باعث اشکال بر او گردد چون از نوع مخالفت مجتهد با مجتهد است.19

این سخن علامه قوشچی یعنی که مخالفت خلیفه عمر بن الخطاب با رسول خدا (ص) در احکام یاد شده، از باب مخالفتِ مجتهدی چون عمر با مجتهدی چون رسول الله (ص) است و در این کار اشکالی بر عمر وارد نیست!

پس عمق فاجعه این است که مخالفت صحابه با پیامبر (ص) و نصّ کلام الله از موارد اجتهاد است و اشکالی هم ندارد! آیا در چنین جامعه ای توقع هرج و مرج و اختلاف میان مسلمانان نمی رود؟!

کمی تعقّل ...

خلیفه سوم عثمان بن عَفّان

علامه قوشچی در دفاع از این انتقاد که چرا عثمان حکم قصاص را از عبیدالله بن عمر (پسر عمر) ساقط کرد، می گوید: او اجتهاد کرد و چنان دید که اجرای حکم این بر او واجب نیست چون پیش از شروع امامت او (عثمان) اتفاق افتاده بود.20(او سه نفر را به انتقام خون پدرش کشت که افراد در روایات متفاوتند)

و ابن تیمیه وهابی هم در پاسخ به همین انتقاد می گوید: این مسئله اجتهادی است!21

خلیفه چهارم علیّ بن ابی طالب

هیچ کار اشتباهی از او در تاریخ از طرق دوست و دشمن گزارش نشده است که پای اجتهاد نوشته شود و طبق روایت صحیح از پیامبر اکرم (ص)«او با حق است و حق با او»22 و همه کارهای او هم صحیح و بر حق است و این هم خود مؤیدی بر عصمت اوست که شیعه معتقد است.

بلکه طبق روایت صحیح دیگری از پیامبر (ص) «علی با قرآن است و قرآن با علی و آن ها هرگز از هم جدا نمی شوند تا در حوض کوثر بر من وارد شوند»23

با این روایات تمام اعمال امیرالمؤمنین بر حق بوده و هیچ اشکالی بر آن ها وارد نیست و عصمتشان نیز ثابت است.

صحابی مجتهد خالد بن ولید

ابن کثیر گوید: ابوبکر خالد را با آنکه در کشتن مالک بن نویره (و همبستر شدن با همسر او بدون نگه داشتن عدّه) اجتهاد کرد و اجتهاد نمود، در سمت فرماندهی باقی گذاشت!24

اما مجتهد چه ویژگی ای دارد؟

هر مجتهد با هر حکمی صحیح و غلط حداقل یک ثواب می برد یعنی اصلا در حکم ها مرتکب گناه نمی شود!! لذا فقط ثواب برای خود کسب می کند! به این شکل که اگر حکم درست کند و بر حق باشد دو ثواب و اگر اشتباه کند، یک ثواب برای او ثبت می شود!

با این فرهنگ سازی است بعد از 1400 سال برای اعمال قبیح خود پاسخ دارند و شهادت امیرالمؤمنین (ع) توسط عبدالرحمن بن ملجم یا شهادت اباعبدالله الحسین (ع) توسط یزید بن معاویه را با همین روش ساختگی توجیه کرده و حتی برای آن ثواب قائل اند اما برای وجود مقدس امام علی و امام حسین (ع) دو ثواب!!

به چند نمونه دقت کنید:

ابن حَزم در کتاب الفصل می گوید: معاویه – که رحمت خدا بر او باد- خطاکار مأجور به اجر واحد است، چون مجتهد بود!25

ابن حَجَر هیثمی هم می گوید: عقیده اهل سنت و جماعت بر آن است که معاویه در دوران علی، خلیفه نبود بلکه از سلاطین بود به خاطر اجتهادش یک پاداش دارد ولی برای علی دو پاداش است، پاداشی برای اجتهاد و پاداشی برای تشخیص درست حق.26

ابن کثیر پس از آنکه از قول ابوالفرج بن جوزی جواز لعن بر یزید را نقل کرده می گوید: وگروهی دیگری آن را نهی کرده کرده و آن ها در این رابطه کتاب هایی نوشته اند تا لعن یزید موجب لعن پدرش یا یکی دیگر از صحابه نشود و افعال و اقدامات ناروای او را چنین توجیه کرده اند که "او اجتهاد کرده و اشتباه کرده است!"

و گفته اند: با وجود این، او امامی فاسق بوده و اگر امام فاسق شود، به مجرّد فسقش – بنابر یکی از دو قول علماء که صحیح تر است- عزل نمی شود بلکه خروج علیه او هم جایز نیست چون موجب فتنها و هرج و مرج و خونریزی حرام می گردد!

و اما آنچه که برخی از مردم یادآور شده اند که: یزید به هنگام شنیدن خبر اهل مدینه و آنچه که در واقعه حُرّه) به وسیله مسلم بن عُقبة و سپاه او بر آنان گذشته بود، به شدت اظهار شادمانی کرد، این به این خاطر بود که او خود را امام می دید و آن ها را از طاعتش خراج شده و دیگری را امیر خود گرفته بودند و او حق داشت با آن ها بجنگد تا به طاعتش برگردند و همراه جماعت شوند!27

واقعه حرّه بعد از حادثه خونین کربلاء با بیعت مردم مدینه و اعلام جهاد عبدالله بن حَنظَله علیه عثمان بن محمد بن اوسفیان والی مدینه آغاز شد که یزید سپاهی را به فرماندهی مسلم بن عُقبه راهی مدینه شد و با محاصره آنان و مباح نمودن مدینه به مدت سه روز بر سپاهش، مقاومت آنان را درهم شکست.

ابن کثیر می گوید: در حمله ای که لشگریان یزید به مدینه کردند، 700 نفر از مهاجرین و انصار و 10000 نفر هم از مردم عادی کشته شدند و در اثر تجاوز لشگر یزید به ناموس مردم، هزار فرزند نامشروع و زنا بعد از واقعه حرّه در مدینه به وجود آمد.28

و اینطور سنت رحمة للعالمین را ادامه دادند...

اهل سنت بر این باور هستند که این واقعه (کشتار مهاجرین و انصار) حاصل نفرین عثمان در زمان قتلش بوده است!

وقتی مردم، عثمان را محاصره کردند، عثمان گفت: ای مردم! مرا نکشید، من، حاکم و برادر دینی شما هستم. وقتی مردم اقدام به قتل او کردند، عثمان، صحابه را نفرین کرد: خدایا! بلایت را بر اینها بباران و اینها را به بدترین قتل، گرفتار کن و یکی از اینها را زنده نگه ندار.29

 خداوند به برکت نفرین عثمان، تعداد زیادی از صحابه را کشت. وقتی یزید بن معاویه، 20 هزار نیرو در واقعه حرّه به مدینه فرستاد، یزید دستور داد که ناموس مردم، سه شبانه روز بر لشکریانش مباح باشند و هرچه می‌خواستند، می‌کردند.30

عثمان نفرین می‌کند و توسط یزید هم 700 نفر از مهاجرین و انصار کشته می شوند و ناموس مردم مورد تجاوز قرار می گیرند!

منابع:

11.  صحیح بخاری ج1 ص18، صحیح مسلم کتاب الفضائل ح15، مسند احمد ج4 ص399

12.  صحیح بخاری ج1 ص24، سنن ابن ماجة ج1 ص85، بحار الأنوار ج1 ص152

13.  مسند احمد ج2 ص215

14.  سنن دارمی ج1 ص125، سنن ابی داود ج2 ص126، مسند احمد ج2 ص162 و 192 و 207، مستدرک حاکم ج1 ص105 و 106

15.  صحیح بخاری ج1 ص، 134صحیح مسلم باب صلاة المسافرین و قصرها ح3

16.  الذریعة ج3 ص351

17.  شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج2 ص153 و ج3 ص180

18.      شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج2 ص154

19.  شرح تجرید ص409

20.  شرح تجرید ص408

21.  منهاج السنة ج3 ص203

22.  مجمع الزوائد ومنبع الفوائد ج7 ص235

23.  مستدرك حاکم ج3 ص4626

24.  تاریخ ابن کثیر ج6 ص323

25.  الفصل فی الملل و الأهواء و النّحل ج4 ص89

26.  الصواعق المحرقة ص221

27.  تاریخ ابن کثیر ج8 ص223 و 224

28.  البدایة و النهایة ج8 ص241

29.  الطبقات الکبری لإبن سعد، ج3 ص67

30.  الطبقات الکبری لإبن سعد ج3 ص68، كنز العُمّال للمتقی الهندی ج13 ص86




طبقه بندی: شبهه شناسی،
دوشنبه 24 شهریور 1393 .:. 10:55 ق.ظ .:. واحد فرهنگی .:. نظرات
.: Weblog Themes By SamenTheme :.
درباره وبلاگ

به وب سایت «تسنیم» خوش آمدید؛

آیات 27 و 28 از سوره مبارکه مطفّفین ، سخن از واژه ای به نام «تسنیم» به میان می آورد ؛
از این چشمه مقرّبان می نوشند و مقرّبان کسانی نیستند جز انبیاء و ائمه اطهار (ع) و پیروان راستینشان .

وَ مِزَاجُهُ مِن تَسنِیم

این شراب (طهور) آمیخته با «تسنیم» است

***
عَیْناً یَشرَب بهَا الْمُقَرَّبُونَ

همان چشمه‏اى كه مقرّبان از آن مى‏نوشند.

نظر سنجی
کدام بخش از وب سایت ، ضعیف تر از سایر بخش ها می باشد ؟






آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
طراح قلب
ثامن تـــم
امکانات وب

کد موزیک آنلاین برای وبگاه